کار جدی

خیلی دوست داشتم حتی زودتر به کار جدی رو بیارم و اون رو حتی در صورت امکان موقع دبیرستان تجربه می‌کردم که حالا بنا به هر دلیلی نشد. این تابستون تصمیمم بر این بود تا جای ممکن از پرداختن به کار جدید، چالش سنگین و روزای طاقت‌فرسا پرهیز کنم و یجورایی استراحت کنم. تا حدی محقق شد ولی باید بگم چندتا چیز جالب این اواخر پیش اومد. این خیلی مهمه که همیشه به درستی و کامل انجام دادن یه کار به شدت سخته. مثلا رسوندن کار از صفر به ۹۰ به نظرم به مراتب از رسوندن اون از ۹۰ به ۱۰۰ آسونتره. برا همینم هس اصولا خیلی از پروژه‌ها ناتموم میمونن. این رو دارم با گوشت و پوست لمس می‌کنم. یچیز دیگه کار دانشگاهیه. کار دانشگاهی با وجود تمام فراغ بالهاش، کم فشار بودن از لحاظ مالی و کارفرما و‌… یک لازمه به شدت مهم داره. اونم نظمه. من در این زمینه ضعف دارم و هرچقدر در این زمینه کوتاهی کنید اون جمع کردن ده درصد آخر نمایی سخت میشه. اصولا اون فشار کارفرما که در اینجا استاد هست، وجود دارد اما در هرحال به اندازه بیرون نیست، ولی میتونه به شدت مثبت باشه و در بایاس کردن و منظم کردن آدم خیلی مؤثر باشه.

در کل الان به خاطر نداشتن این نظمه مقادیر زیادی تحت فشار خواهم بود. خدا به خیر کند و ما را نیز آدم کند:))

راستی فونتمم عوض می‌کنم، خوشگل تر شه بلاگم*_*

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *